ميرزا حسن حسينى فسايى
538
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
سنه لوىئيل مانده بود براى جلوس حضرت نايب السلطنه ، منجمان به احكام نجومى معين داشتند ، پس اورنگ شاهى و تخت پادشاهى را به نحوى لايق پرداخت و تاجى مكلل از جواهر نفيسه ، ساخته ، بر سر گذاشته ، بر فراز تخت فيروزبخت جهانبانى ، نشست و به زبان حال فرمود : ( بيت ) : نوبت به من افتاد بگوئيد كه دوران * آرايشى از نو بكند مسند جم را « 1 » پس سران سپاه و اعيان بارگاه ، تهنيت گفته ، غريو نقارهخانه و كوس شادمانه برخاست « 2 » و از اين روز ، او را « نادر شاه » گفتند و ميرزا قوام الدين محمد قزوينى ، « الخير فيما وقع » را تاريخ جلوس يافت « 3 » و نكتهسنجان : « لا خير فيما وقع » « 4 » گفتند پس خطبه و سكه را به نام نادر شاه مقرر داشتند و تاريخ قوامى را بر يكطرف سكه و بر جانب ديگرش « السلطان نادر » نقش نمودند و در بعضى تواريخ نوشتهاند بر يك جانب سكه اين شعر بود : ( شعر ) : سكه بر زر كرد نام سلطنت را در جهان * نادر ايران زمين و خسرو گيتىستان و بر جانب ديگرش همان : « الخير فيما وقع » را نقش كردند و شايد اين دو سكه را بر صفحه طلا و نقرهء بزرگ و كوچك زده باشند و مهر نادر شاه را نگينى مربع و تاجدار ساخته بر تاج آن : « بسم اللّه » و بر صفحه آن اين شعر را نقش كردند : نگين دولت و دين رفته بود چون از جاى * به نام نادر ايران قرار داد خداى و زمان سلطنت سلاطين صفويه به رسم و اسم به آخر رسيد و ابتداى سلطنت آنها از سال 906 تا اين سال 1148 چون بشمريم 242 سال خواهد بود و شماره آن پادشاهان يازده نفر است : 1 - شاه اسمعيل اول 2 - شاه طهماسب اول 3 - شاه اسمعيل دوم 4 - شاه سلطان محمد 5 - شاه عباس اول 6 - شاه صفى 7 - شاه عباس دويم 8 - شاه سليمان 9 - شاه سلطان حسين 10 - شاه طهماسب دوم 11 - شاه عباس سيم و مرحوم امير الشعراء رضا قلى خان ، هدايت تخلص ، شمارهء آنها را دوازده نفر به رشته نظم كشيده و سلطان حمزه پسر شاه سلطان محمد را بر آنها افزوده ، فرموده است : ( رباعى ) از آل صفى دوازده مير عظام * حمزه است و حسين و دو اسمعيل بهنام و آن هشت محمد و سليمان و صفى * آنگاه سه عباس و دو طهماسب بهنام پس ممالك ايران را بر امراى كاردان قسمت فرمود و ميرزا تقى شيرازى كه تا اين زمان نايب مملكت فارس بود به ايالت و فرمانفرمائى فارس و لقب خانى سرافراز گشته ، او را محمد تقى خان بيگلربيگى مملكت فارس نگاشتند « 5 » و آقا خان بيگدلى پدر حاجى لطفعلى بيك ، صاحب تذكره آتشكده را حاكم لار و بندر عباس فرمود و ميرزا ابو القاسم صدر كاشانى و
--> ( 1 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 272 . ( 2 ) . در متن : ( برخواست ) . ( 3 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 272 . ( 4 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 272 - يكى از شاعران هواخواه خاندان صفوى اين بيت را ساخت : بريدم از مال و از جان تمام * به تاريخ الخير فيما وقع و نادر پس از شنيدن اين داستان چند تن از شاعران را كشت . لكهارت ، نادر شاه ، ص 145 . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 273 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 545 .